ملکه، نر و کارگر؛ سه عضو اصلی کلنی زنبور عسل
آشنایی با نقش، زندگی و وظایف هر یک از اعضای کندو
یک کلنی زنبور عسل، در واقع یک اجتماع بسیار منظم و هماهنگ است که سه نوع زنبور در آن زندگی میکنند: ملکه، زنبور نر و زنبور کارگر. هرکدام از این سه عضو، نقشی کاملاً متفاوت در بقا، تولیدمثل و اداره کندو دارند و شناخت دقیق این نقشها یکی از پایههای اصلی زنبورداری حرفهای است. در این مقاله، زندگی هر سه عضو کلنی را بهطور کامل بررسی میکنیم؛ از تولد تا وظایفی که در طول عمر خود بر عهده میگیرند.
بخش اول: ملکه زنبور عسل؛ از تولد تا تخمگذاری
میخواهیم زندگی ملکه زنبور عسل را از زمانی که بهصورت تخم داخل سلول قرار میگیرد تا زمانی که تبدیل به یک ملکه بالغ میشود و وارد مرحله جفتگیری و تخمگذاری میشود، مرحلهبهمرحله بررسی کنیم.
شناخت این مراحل برای زنبوردار خیلی مهم است؛ چون اگر ندانیم ملکه در هر مرحله چه شرایطی نیاز دارد، ممکن است یک ملکه ظاهراً سالم داشته باشیم، اما در نهایت عملکرد مناسبی از آن نگیریم.
تولد ملکه
مدت زمان لازم برای تبدیل تخم ملکه به ملکه بالغ حدود ۱۶ روز است؛ یعنی از زمانی که تخم در سلول قرار میگیرد تا زمانی که ملکه جوان از سلول خارج میشود، تقریباً ۱۶ روز زمان لازم است.
اما نکته مهم این است که بعد از تولد، زندگی ملکه تازه وارد مرحله بسیار حساستری میشود. ملکهای که از سلول خارج میشود هنوز آماده جفتگیری نیست. چند روز اول را در داخل کندو میگذراند و در این مدت به بلوغ جنسی میرسد و برای پروازهای بعدی آماده میشود.
پروازهای شناسایی ملکه
ملکه جوان معمولاً در چند روز اول بعد از تولد، پروازهایی را انجام میدهد که به آنها پروازهای شناسایی یا Orientation Flights گفته میشود. این پروازها معمولاً از حدود روزهای چهارم تا ششم بعد از تولد شروع میشوند، البته زمان دقیق آن میتواند تحت تأثیر شرایط مختلف قرار بگیرد.
ملکه در این پروازها در اطراف کندو پرواز میکند و محیط اطراف را میشناسد. این موضوع خیلی مهم است، چون ملکه قرار است برای پرواز جفتگیری از کندو فاصله بگیرد و بعد دوباره بتواند محل کندوی خودش را پیدا کند و به همان کلنی برگردد.
جفتگیری ملکه کجا اتفاق میافتد؟
یکی از نکات بسیار مهم در مورد ملکه این است که جفتگیری داخل کندو انجام نمیشود. ملکه برای جفتگیری از کندو خارج میشود و به مناطق تجمع زنبورهای نر میرود؛ مناطقی که در منابع علمی با عنوان Drone Congregation Areas شناخته میشوند.
در این مناطق، زنبورهای نر از کلنیهای مختلف یک منطقه تجمع پیدا میکنند و ملکههای جوان نیز برای جفتگیری به همین مناطق میروند. بنابراین وقتی یک ملکه از کندو خارج میشود، قرار نیست فقط با زنبورهای نر کلنی خودش جفتگیری کند؛ اتفاقاً یکی از مزایای این سیستم این است که ملکه میتواند با نرهایی از کلنیهای مختلف جفتگیری کند. این موضوع از نظر تنوع ژنتیکی و اصلاح نژاد زنبور عسل اهمیت بسیار زیادی دارد.
ملکه با چند زنبور نر جفتگیری میکند؟
ملکه معمولاً در یک یا چند پرواز جفتگیری با چندین زنبور نر جفتگیری میکند. تعداد دقیق نرها ثابت نیست و نمیتوان برای همه ملکهها یک عدد مشخص در نظر گرفت؛ بهتر است بگوییم ملکه در پروازهای جفتگیری خود با چندین زنبور نر جفتگیری میکند و تعداد آن متغیر است. این جفتگیری معمولاً در ارتفاع و در فضای باز اتفاق میافتد.
چه اتفاقی برای زنبور نر میافتد؟
در زمان جفتگیری، دستگاه تناسلی زنبور نر وارد مجرای تناسلی ملکه میشود و پس از انتقال اسپرم، بخشهایی از دستگاه تناسلی نر دچار آسیب جدی میشوند. زنبور نر پس از جفتگیری معمولاً قادر به ادامه زندگی نیست و میمیرد.
گاهی بخشی از دستگاه تناسلی نر قبلی در انتهای بدن ملکه باقی میماند و در ادامه در جریان جفتگیری نرهای بعدی خارج میشود؛ بنابراین آنچه در بدن ملکه دیده میشود، لزوماً به این معنی نیست که فقط یک نر با ملکه جفتگیری کرده است. در نهایت ملکه پس از کامل شدن پروازهای جفتگیری، به کندو برمیگردد.
اسپرم کجا ذخیره میشود؟
ملکه اسپرم دریافتشده از نرهای مختلف را در اندامی به نام اسپرماتکا یا کیسه ذخیره اسپرم ذخیره میکند. این اسپرم قرار نیست فقط برای همان روز یا همان هفته استفاده شود؛ ملکه میتواند از اسپرم ذخیرهشده در طول دوره تخمگذاری خود استفاده کند. در واقع ملکه در زمان تخمگذاری، برای هر تخم تصمیم میگیرد که آیا تخم باید بارور شود یا بدون لقاح باقی بماند.
ملکه چگونه تخم نر یا ماده تولید میکند؟
زنبور عسل دارای یک سیستم تعیین جنسیت بسیار جالب است. اگر تخم توسط اسپرم موجود در اسپرماتکا بارور شود، تخم دیپلوئید خواهد بود و به یک زنبور ماده تبدیل میشود که بسته به شرایط تغذیهای و سلولی، میتواند کارگر یا ملکه شود. اما اگر تخم بدون لقاح گذاشته شود، تخم هاپلوئید است و از آن زنبور نر به وجود میآید.
پس ملکه با کنترل لقاح تخم، در واقع در تعیین جنسیت نسل آینده کلنی نقش دارد؛ این یکی از دلایلی است که ملکه را از نظر تولیدمثل به مهمترین عضو کلنی تبدیل میکند.
آیا ملکه دوباره برای جفتگیری بیرون میرود؟
خیر. ملکه معمولاً در ابتدای زندگی و در دوره کوتاهی پس از تولد، پروازهای جفتگیری خود را انجام میدهد و بعد از آن، اسپرم را برای استفاده در طول دوره تخمگذاری ذخیره میکند. به همین دلیل کیفیت جفتگیری اولیه ملکه اهمیت بسیار زیادی دارد و اگر مناسب نباشد، میتواند برای مدت طولانی روی عملکرد کلنی اثر بگذارد.
بهترین زمان برای جفتگیری ملکه
یکی از موضوعاتی که در پرورش ملکه باید خیلی به آن توجه کنیم، شرایط آبوهوایی است. معمولاً هوای گرم، آفتابی و نسبتاً آرام برای این کار مناسبتر است؛ بارندگی، باد شدید، دمای پایین و شرایط نامناسب جوی میتوانند مانع خروج ملکه شوند یا باعث شوند پرواز جفتگیری با مشکل مواجه شود.
بنابراین فقط تولید یک سلول ملکه خوب کافی نیست؛ باید ببینیم در روزهایی که ملکه جوان به سن جفتگیری میرسد، شرایط آبوهوایی مناسب برای پرواز وجود دارد یا خیر.
اگر ملکه جفتگیری نکند چه میشود؟
ملکه جوان یک پنجره زمانی محدود برای جفتگیری دارد. اگر در این دوره به دلایل مختلف مثل شرایط نامناسب آبوهوا، نبود تعداد کافی زنبور نر یا مشکل در پرواز نتواند جفتگیری مناسبی انجام دهد، ممکن است وارد مرحله تخمگذاری شود بدون اینکه ذخیره اسپرم کافی داشته باشد. در چنین شرایطی، تخمهای غیر بارور تولید میشوند و عمدتاً به زنبور نر تبدیل میشوند؛ به چنین وضعیتی اصطلاحاً ملکه نرزا گفته میشود.
البته «نرزا» شدن دلایل مختلفی دارد و صرفاً به عدم جفتگیری ملکه جوان محدود نمیشود؛ در ملکههای پیر یا ملکههایی که ذخیره اسپرم مناسبی ندارند نیز ممکن است این الگو دیده شود.
ملکه داخل کندو چه کاری انجام میدهد؟
یک تصور اشتباه این است که فکر کنیم ملکه در کندو همه زنبورها را مدیریت میکند و به آنها دستور میدهد؛ چنین چیزی وجود ندارد. مهمترین وظیفه ملکه، تولیدمثل و تخمگذاری است. البته وضعیت ملکه روی رفتار و سازمان اجتماعی کلنی تأثیر زیادی دارد، چون فرومونهایی تولید میکند که در تنظیم رفتار اجتماعی زنبورها نقش دارند؛ اما کار اصلی او همچنان تولید نسل است.
ملکه چقدر تخم میگذارد؟
در شرایط مناسب، یک ملکه قوی در اوج فصل فعالیت میتواند روزانه حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تخم یا حتی بیشتر تولید کند. این عدد ثابت نیست و به عوامل مختلفی بستگی دارد:
- کیفیت و ژنتیک ملکه
- سن ملکه
- جمعیت کلنی
- میزان شهد و گرده در طبیعت
- تغذیه کلنی
- دما و شرایط آبوهوایی
- فضای کافی برای تخمگذاری
- سلامت کلنی و وضعیت بیماریها و آفات
پس اگر یک روز ملکه کمتر از ۱۵۰۰ تخم گذاشته باشد، نمیتوانیم فقط با دیدن همین عدد بگوییم ملکه ضعیف است؛ باید شرایط کلنی را در کنار عملکرد ملکه بررسی کنیم.
غذای ملکه چیست؟
ملکه در تمام طول زندگی خود توسط زنبورهای کارگر تغذیه میشود و غذای اصلی و اختصاصی او ژل رویال است. زنبورهای پرستار ژل رویال را تولید میکنند و در اختیار ملکه قرار میدهند. جالب اینجاست که ملکه و کارگر هر دو از یک تخم ماده به وجود میآیند، اما تفاوت اصلی در مسیر تغذیه و پرورش آنهاست که باعث میشود یکی کارگر و دیگری ملکه شود.
آیا ملکه همیشه با همان قدرت تخمگذاری میکند؟
خیر. معمولاً ملکه جوان در شرایط مناسب میتواند عملکرد بسیار خوبی داشته باشد، اما با افزایش سن ممکن است کیفیت تخمگذاری و الگوی نوزاد کاهش پیدا کند. به همین دلیل در زنبورداری حرفهای، سن ملکه به تنهایی معیار تصمیمگیری برای تعویض نیست؛ باید عملکرد واقعی ملکه — منظم بودن تخمگذاری، یکدستی الگوی نوزادان، جمعیت کلنی و بازده اقتصادی — را بررسی کرد.
عمر مفید ملکه چقدر است؟
از نظر زیستی، ملکه میتواند چندین سال زنده بماند؛ اما عمر مفید اقتصادی آن با طول عمر زیستی تفاوت دارد. در سیستمهای حرفهای که کلنی تقریباً در تمام طول سال فعال است، فشار تولیدمثلی بیشتری روی ملکه وجود دارد و ممکن است زنبوردار ترجیح دهد ملکهها را زودتر تعویض کند تا عملکرد کلنی در سطح مطلوب باقی بماند.
در نهایت باید یک نکته را همیشه به خاطر داشت: معیار اصلی نگهداری ملکه، عملکرد آن است؛ نه فقط سن آن.
جمعبندی بخش ملکه: تخم ملکه حدود ۱۶ روز پس از قرارگیری در سلول به ملکه تبدیل میشود، پروازهای شناسایی و جفتگیری را در شرایط آبوهوایی مناسب انجام میدهد، اسپرم را در اسپرماتکا ذخیره میکند و با کنترل لقاح تخمها، جنسیت نسل بعد را تعیین میکند. کیفیت یک ملکه را باید در کنار کیفیت جفتگیری، الگوی تخمگذاری و عملکرد اقتصادی کلنی سنجید، نه فقط ظاهر یا سن آن.
بخش دوم: زنبور نر؛ نقش، تغذیه و زمان حذف از کلنی
در بخش قبل دیدیم که ملکه برای تکمیل چرخه تولیدمثلی خود به جفتگیری با زنبورهای نر نیاز دارد. حالا وقت آن رسیده که خود زنبور نر را از نزدیک بشناسیم؛ ببینیم چرا در کندو تولید میشود، چه کاری انجام میدهد و چرا در بعضی فصلها تعداد زیادی از آنها را از کندو بیرون میکنند.
اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، زنبور نر در کلنی یک وظیفه اصلی دارد و آن هم تولیدمثل و جفتگیری با ملکه است. برخلاف زنبورهای کارگر، زنبور نر کارهایی مثل جمعآوری شهد و گرده، پرستاری از نوزادان، ساختن شان، دفاع از کندو یا نظافت کندو را انجام نمیدهد. بنابراین وجود زنبور نر بیشتر با تولیدمثل کلنی و انتقال ژنها به نسل بعد ارتباط دارد.
چرا کلنی زنبور نر تولید میکند؟
زنبورها زمانی که شرایط محیطی برای رشد و توسعه کلنی مناسب باشد، تمایل بیشتری به تولیدمثل و گسترش جمعیت دارند. وقتی در طبیعت شهد و گرده به میزان کافی وجود داشته باشد، کلنی میتواند انرژی بیشتری برای پرورش نوزادان اختصاص دهد و در چنین شرایطی، تولید زنبورهای نر نیز افزایش پیدا میکند؛ چون قرار است این نرها در آینده به مناطق تجمع نرها بروند و با ملکههای جوان جفتگیری کنند.
پس تولید زنبور نر یک فرآیند کاملاً حسابشده در چرخه طبیعی کلنی است؛ بخشی از زنبورهای نر برای انتقال ژنتیک کلنی به نسل بعد تولید میشوند.
زنبور نر داخل کندو چه کاری انجام میدهد؟
زنبور نر برخلاف کارگرها وظایف متعدد داخل کندو ندارد. کارگرها مسئول تقریباً تمام فعالیتهای موردنیاز کلنی هستند، اما زنبور نر بیشتر نقش تولیدمثلی دارد. نر در زمانی که به بلوغ جنسی میرسد، از کندو خارج میشود و به مناطق تجمع زنبورهای نر میرود و در آنجا منتظر ملکههای جوان میماند تا با آنها جفتگیری کند.
تغذیه زنبور نر در دوران لاروی
زنبور نر هم مانند سایر زنبورها از مرحله تخم، وارد مرحله لاروی میشود و در این دوره توسط زنبورهای پرستار تغذیه میشود. در روزهای ابتدایی، لاروها از ترشحات غدد زنبورهای پرستار تغذیه میکنند و سپس رژیم غذایی آنها تغییر میکند و عسل و گرده نیز نقش پیدا میکند. این تغذیه مناسب برای رشد کامل بدن و بهخصوص دستگاه تناسلی نر اهمیت زیادی دارد، چون هدف نهایی این زنبور رسیدن به بلوغ جنسی و توانایی جفتگیری است.
زنبور نر بعد از تولد چه غذایی میخورد؟
بعد از خروج از سلول، زنبور نر در روزهای ابتدایی زندگی همچنان به مراقبت زنبورهای کارگر وابسته است و بخش زیادی از غذای او را کارگران تأمین میکنند. با افزایش سن و نزدیک شدن به مرحله بلوغ جنسی، نیازهای غذایی او تغییر میکند؛ زنبور نر برای پروازهای متعدد و فعالیت خارج از کندو به انرژی زیادی نیاز دارد و عسل منبع مهم تأمین این انرژی است.
چرا در پایان فصل زنبورها نرها را از کندو بیرون میکنند؟
وقتی فصل وفور شهد و گرده به پایان میرسد و منابع غذایی طبیعت کاهش پیدا میکند، کلنی دیگر توان یکسانی برای پرورش و نگهداری تعداد زیادی زنبور نر ندارد؛ از طرف دیگر، نیاز کلنی به تولیدمثل هم در این دوره کاهش پیدا میکند. در این شرایط، زنبورهای کارگر شروع به کاهش تغذیه نرها و بیرون کردن آنها از کندو میکنند؛ رفتاری که معمولاً در اواخر تابستان و پاییز بیشتر دیده میشود.
نرها چون توانایی جمعآوری شهد و گرده ندارند و برای تغذیه به کارگران وابستهاند، در دوره کمبود منابع هزینه قابلتوجهی برای کلنی ایجاد میکنند؛ بنابراین کلنی با کاهش منابع، تعداد نرها را کاهش میدهد تا انرژی و ذخایر غذایی خود را برای بقا در دوره کمبود و زمستان حفظ کند.
آیا زنبور نر واقعاً «بیفایده» است؟
گاهی گفته میشود که زنبور نر هیچ فایدهای برای کندو ندارد، اما از نظر علمی بهتر است بگوییم: زنبور نر وظیفه تولیدمثلی دارد و در سایر فعالیتهای اقتصادی داخل کندو مشارکت نمیکند. اگر زنبورهای نر وجود نداشته باشند، ملکههای جوان نمیتوانند به شکل طبیعی جفتگیری کنند و نسل جدیدی از کلنیها شکل نخواهد گرفت. بنابراین نر در زمان مناسب، یک عضو ضروری برای تداوم نسل و تنوع ژنتیکی جمعیت زنبور عسل است؛ اما وقتی فصل تولیدمثل و وفور منابع تمام میشود، نگهداری تعداد زیادی نر برای کلنی صرفه اقتصادی و زیستی ندارد.
یک نکته مهم برای زنبوردار
تعداد زنبورهای نر در کندو خودش یک شاخص از وضعیت تولیدمثلی و شرایط کلنی است. در زمان پرورش ملکه، وجود تعداد کافی زنبور نر بالغ و باکیفیت در منطقه اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چون ممکن است یک ملکه بسیار خوب تولید کنید، اما اگر در زمان جفتگیری نرهای کافی و مناسب در منطقه وجود نداشته باشند، کیفیت جفتگیری ملکه تحت تأثیر قرار میگیرد. پس در پرورش ملکه، جمعیت نرهای بالغ و شرایط پرواز جفتگیری هم به همان اندازه اهمیت دارند.
جمعبندی بخش نر: زنبور نر با هدف تولیدمثل پرورش داده میشود، در فصل وفور منابع تعدادش افزایش مییابد، پس از بلوغ به مناطق تجمع نرها میرود و پس از جفتگیری میمیرد. نرهایی که جفتگیری نکردهاند، تا زمانی که کلنی به آنها نیاز دارد باقی میمانند و با کاهش منابع در پایان فصل، از کندو بیرون رانده میشوند.
بخش سوم: زنبور کارگر؛ کوچکترین و پرتعدادترین عضو کلنی
حالا که با ملکه و نر آشنا شدیم، میرسیم به زنبورهای کارگر؛ زنبورهایی که تقریباً تمام فعالیتهای داخل و خارج از کندو به نوعی به آنها وابسته است. زنبورهای کارگر از نظر جثه، کوچکترین افراد کلنی هستند، اما از نظر تعداد، بیشترین جمعیت کندو را تشکیل میدهند و همین تعداد زیاد باعث میشود بتوانند تمام وظایف موردنیاز کلنی را بین خودشان تقسیم کنند.
چرا کارگرها نمیتوانند مثل ملکه تخمگذاری کنند؟
زنبور کارگر از نظر ژنتیکی ماده است، اما دستگاه تولیدمثل او به اندازه ملکه رشد نکرده و تخمدانهایش بسیار کوچک و غیرفعالتر هستند. در بدن ملکه تعداد بسیار زیادی اواریول وجود دارد که امکان تولید تعداد زیادی تخم را فراهم میکند، در حالیکه تخمدانهای کارگر رشدنیافتهترند. از طرف دیگر، کارگرها برای جفتگیری پرواز نمیکنند؛ به همین دلیل اگر در شرایط طبیعی تخمگذاری کنند، تخمهای آنها بدون لقاح خواهد بود و از آنها زنبور نر به وجود میآید.
چه زمانی کارگرها شروع به تخمگذاری میکنند؟
اگر ملکه از بین برود و کلنی نتواند در مدت مناسبی ملکه جدیدی جایگزین کند، در نبود فرومونهای ملکه ممکن است تخمدان تعدادی از کارگرها فعال شود؛ به این زنبورها اصطلاحاً کارگر تخمگذار یا Laying Workers گفته میشود. این تخمها بارور نیستند، چون کارگر با زنبور نر جفتگیری نکرده و اسپرم ذخیرهشدهای ندارد؛ بنابراین عمدتاً به زنبور نر تبدیل میشوند و اگر این وضعیت اصلاح نشود، کلنی به مرور ضعیف میشود و ممکن است از بین برود. پس کارگر تخمگذار نمیتواند جایگزین مناسبی برای ملکه باشد.
کارگرها از لحظه تولد تا پایان عمر یک وظیفه ثابت ندارند
یکی از جذابترین قسمتهای زندگی زنبور کارگر این است که وظیفه او در طول زندگی تغییر میکند. کار خود را از داخل کندو شروع میکند و با افزایش سن، بهتدریج وظایف متفاوتی را بر عهده میگیرد؛ به این تقسیم وظایف وابسته به سن، اصطلاحاً Age Polyethism گفته میشود. البته این تقسیمبندی کاملاً ثابت نیست و اگر کلنی نیاز داشته باشد، یک زنبور میتواند زودتر یا دیرتر وارد یک وظیفه خاص شود.
زنبورهای ۱ تا ۳ روزه؛ نظافت سلولها
در روزهای ابتدایی، زنبور کارگر فعالیتهای اصلی خود را در داخل کندو انجام میدهد؛ یکی از اولین وظایف او، تمیز کردن سلولهاست تا دوباره برای تخمگذاری یا پرورش نوزاد آماده شوند. این کار ساده، بخش مهمی از سیستم بهداشت دقیق کلنی محسوب میشود.
حدود ۳ تا ۶ روزگی؛ تغذیه لاروهای مسنتر
با افزایش سن، غدد تغذیهای کارگر بیشتر رشد میکنند و بخشی از کارگرها در تغذیه لاروهای مسنتر مشارکت میکنند؛ در این دوره، عسل و گرده در تغذیه آنها نقش دارد.
حدود ۶ تا ۱۲ روزگی؛ پرستاری از لاروهای جوان
در حدود یک هفتگی، غدد هیپوفارنژیال یا غدد شیری زنبور کارگر رشد بیشتری پیدا میکنند؛ همان غددی که در تولید غذای لاروهای جوان و تغذیه ملکه نقش دارند. لاروهای بسیار جوان به غذای غنیتری نیاز دارند و ژل رویال و ترشحات غدد کارگران در تغذیه آنها نقش مهمی دارد.
هفته سوم؛ افزایش تنوع وظایف
وقتی زنبور کارگر وارد هفته سوم زندگی میشود، دیگر فقط پرستار لاروها نیست و بخش بزرگی از فعالیتهای کلنی را میتواند انجام دهد، از جمله:
- نظافت عمومی کندو و خارج کردن بقایا و زنبورهای مرده
- دریافت و فرآوری مواد غذایی و ذخیرهسازی گرده
- ساخت شان و ترشح موم
- فرآوری شهد و تبدیل آن به عسل
- تغذیه ملکه
- تولید و استفاده از برهموم
- تنظیم دما و تهویه کندو
- مراقبت و دفاع از ورودی کندو
ذخیره و فرآوری گرده
کارگرها گردهای را که از بیرون وارد کندو شده، در سلولهای شان قرار میدهند و آماده ذخیرهسازی میکنند؛ گرده یکی از مهمترین منابع پروتئینی کلنی است و برای رشد لاروها و فعالیت غدد بدن زنبورها اهمیت زیادی دارد.
ترشح موم و ساخت شان
کارگرها همچنین مسئول تولید موم و ساختن ساختمان مومی کندو هستند. غدد مومساز در قسمت زیرین شکم زنبور کارگر قرار دارند و در سنین مشخصی فعالتر میشوند؛ این شانهای مومی محل پرورش نوزادان و ذخیره عسل و گرده را فراهم میکنند.
فرآوری شهد و تولید عسل
شهد خام مستقیماً همان عسلی نیست که در شان میبینیم؛ زنبورها آن را دریافت و فرآوری میکنند، آنزیمهای مختلف به آن اضافه میکنند و با کاهش رطوبت، شرایط را برای تبدیل آن به عسل قابل ذخیره فراهم میکنند. تبدیل شهد به عسل یک فرآیند گروهی و چندمرحلهای است.
تغذیه ملکه
همانطور که در بخش اول دیدیم، ملکه در تمام طول زندگی خود توسط کارگران تغذیه میشود؛ کارگران پرستار، غذای موردنیاز او را تولید و در اختیارش قرار میدهند و ملکه خودش هرگز برای پیدا کردن غذا از کندو خارج نمیشود.
تولید برهموم
برهموم یا پروپولیس مادهای رزینی است که زنبورها از منابع گیاهی جمعآوری میکنند و برای پر کردن شکافها، پوشاندن برخی سطوح و حفظ شرایط بهداشتی کندو استفاده میکنند؛ بنابراین یکی از ابزارهای دفاعی و بهداشتی کلنی محسوب میشود.
حدود ۱۸ تا ۲۱ روزگی؛ نگهبانی و فعالیتهای ورودی کندو
با افزایش سن، برخی از کارگرها وارد فعالیتهای دفاعی میشوند و در اطراف ورودی کندو، رفتوآمد زنبورها را کنترل میکنند و زنبورهای خودی را از مهاجمان یا زنبورهای غریبه تشخیص میدهند.
از حدود ۲۱ روزگی؛ زنبور مزرعه
زنبور مزرعه یا Forager همان زنبوری است که از کندو خارج میشود و منابع موردنیاز کلنی — شهد، گرده، آب و مواد رزینی — را از محیط جمعآوری میکند. زنبور مزرعه فقط یک بار از کندو خارج نمیشود؛ در طول روز ممکن است پروازهای متعدد انجام دهد و هر بار منابعی را به کندو منتقل کند.
عمر زنبور کارگر چقدر است؟
عمر زنبور کارگر به فصل و میزان فعالیت او بستگی دارد. در فصلهای گرم و پرکار، زنبورهای مزرعه فعالیت زیادی دارند و عمرشان کوتاهتر است؛ در شرایط مناسب، عددی در محدوده ۴۰ تا ۴۵ روز میتواند بهعنوان یک برآورد آموزشی مطرح شود. اما زنبورهای زمستانی به دلیل کاهش فعالیت پروازی میتوانند چندین ماه زنده بمانند.
نکته مهم: زنبور کارگر بر اساس «سن» کار نمیکند؛ بر اساس «نیاز کلنی» کار میکند
الگوی معمول تقسیم کار بهصورت زیر است، اما قانونی ثابت و تغییرناپذیر نیست:
- ۱ تا ۳ روزگی ← نظافت
- ۳ تا ۶ روزگی ← پرستاری از لاروهای مسنتر
- ۶ تا ۱۲ روزگی ← تغذیه لاروهای جوان
- هفته سوم ← ساخت موم، فرآوری غذا، نگهبانی و سایر وظایف
- بعد از حدود ۲۱ روزگی ← زنبور مزرعه
اگر کلنی ملکه نداشته باشد، تعداد زیادی از زنبورها تلف شوند، یا ناگهان به نیروی مزرعهای بیشتری نیاز باشد، زنبورها میتوانند وظایف خود را تغییر دهند. همین انعطافپذیری یکی از دلایل اصلی موفقیت اجتماع زنبور عسل است.
جمعبندی بخش کارگر: زنبور کارگر کوچکترین اما پرتعدادترین عضو کلنی است؛ در روزهای اول درگیر نظافت و پرستاری، سپس تغذیه لاروها و در نهایت وظایفی مثل ساخت موم، فرآوری شهد، نگهبانی و جمعآوری منابع را بر عهده میگیرد. او بر اساس نیاز کلنی، نه صرفاً سن، وظیفه خود را تغییر میدهد.
جمعبندی نهایی
یک کلنی زنبور عسل، حاصل همکاری دقیق و هماهنگ سه عضو با نقشهای کاملاً متفاوت است. ملکه با تخمگذاری و کنترل لقاح، آینده ژنتیکی کلنی را رقم میزند؛ زنبور نر با یک وظیفه مشخص — جفتگیری با ملکههای جوان — تداوم نسل را ممکن میکند؛ و زنبور کارگر، با تغییر مداوم وظایف خود بر اساس سن و نیاز کلنی، عملاً اداره روزمره کندو را بر عهده دارد.
شناخت دقیق زندگی و وظایف این سه عضو، به زنبوردار کمک میکند تا رفتارهای کلنی را بهتر بخواند، مشکلات را زودتر تشخیص دهد و تصمیمهای درستتری برای مدیریت زنبورستان خود بگیرد.